|
سلاااااااااااااام دوستای گلم :) متن کامل کار جدیدم به اسم "خلاصم کن" رو روی وبسایت گذاشتم ... منتظر نظرات زیباتون هستم :) ...مدارا کن اگه بازم یه احساسی به من داری... م.ر
اگر بار گران بودیم رفتیم... دوستان باید خدمتتون عرض کنم که این آخرین مطلب من تو این بلاگ هستش و دارم کوله بار تب نامه هامو با خودم به وبسایتم می برم... خوشحال میشم اونجا هم همراه من بمونید و لطفتونو ازم دریغ نکنین... بابت همه چی ازتون سپاسگذارم اینم آدرس وبسایت جدیدم : www.tabnameh.ir منتظر حضورتون هستم :) دوست دار شما مسعود رضازاده
بخشی از کار جدیدم به اسم "مزار" ...کی میگه خاک تو سرد غمت آتیش تو جونم همه رفتن نترس اینجا خودم تا صبح می مونم غریبی عالمی داره آدم یخ می کنه بی خود چه وقت پرکشیدن بود الهی دشمنت می مرد... مسعود رضازاده
یه جا خط می خوره اسمت یه جایی که نمی دونی یه جا رویاتو می بافن می خوای اما نمی تونی دوراهی های احساسو خودت تو جاده می چینی یه جا دیوونتن اما تو خوابیدی، نمیبینی تمومش می کنی یا نه مسیرت تا تهش هست و خودت تصمیم می گیری بری این راه بن بستو ازت الهام می گیرن برای زندگیهاشون به این بیهودگی هاشون یه جا غرق تمنایی همونجایی که بیزارن همونجا که تماست رو می بینن بر نمی دارن عجب دنیایه بی رحمی چقد بی ربطه تقدیرش محاله رد شدن انگار ازین پیچ نفسگیرش مخلص شما مسعود رضازاده وسط مسطای آبان 90 ! پی نوشت : به زودی خبرای خفن
خوشحال کننده ای دارم براتون... تک تکتون رو می بوسم
باز حالم شبیه دیروزه مثل دیروز غرق بیزاری زندگیم روی کاربن گیره مو به مو لحظه لحظه تکراری باز خورشید، گوشه گیریهاش حال این شیشه ها رو بد کرده چهرشون هی کبودتر میشه قلبشون مثل قلب من سرده شهر حتی، شبیه چشم من تو صف انتظار بارونه احتمالا شبیه من اونم علت بغضشو نمی دونه مثل من شاید از یکی دوره مثل من شاید عشق می بازه شایدم مثل من تو اون روزا داره با درد عشق می سازه من همونم که کوچه می دونه لحن غمگین اشک و آهم رو من همونم که گرچه ممکن نیست با خودش برده ابر ، ماهم رو رفت و پرسیدم از خودم صدبار این که اون لعنتی کجا مونده بعد اون بوی عشق میگیرم از همین ادکلن که جا مونده بعد اون وای، حیف و صد افسوس روزها لحظه لحظه بی تابی ماه گم کرده آسمون شبم بعد اون بغض، گریه، بی خوابی
من و تو فاصله ها رو گذشتیم
تو تاثیری نداری دیگه چشمام تموم اشکهامو گریه کردن تو مشتت بعد عکسایی که سوزوند سلاحی نیست جز تهدید رفتن تو تاثیری نداری دیگه دستام به این تنهایی عادت کردن انگار گره خوردن به هم انگشتهایی که از دستات دل کندن به اجبار هجوم خاطرات از عمق سینم گذشت حالا به آرامش دچارم تو از تهدید با تردید میری همین روزا
که من حسی ندارم تو تاثیری نداری واژه هاتو برای لحظه ی رفتن نگه دار خودت از ریشه این احساس و کندی همین یک جمله رو از من نگه دار برای روزهایی که نگاهت از این اشکا که دیدی خیس میشه تو هرجایی که باشی مطمئن باش که مثل من جوابت هیس میشه تو تاثیری نداری دیگه چشمام تموم اشکهامو گریه کردن تو مشتت بعد عکسایی که سوزوند سلاحی نیست جز تهدید رفتن مسعود رضازاده
قسمتی از ترانه ی جدیدم به اسم کوک
...گیتار کوک و حال من کوک امشب خدا رو مود عشقه تا صبح می خونم همینو احساس من نابود عشقه رو ساز
من میشینه وقتی حرف تو باشه توی شعرم می خونم و دست خودم نیست هی سمت تو می چرخه فکرم... مسعود رضازاده
حس و حالی که دارم این روزا گیج و ویرون و مست و سرخورده بختک افتاده روم انگاری زندگیم دلخوشی کم آورده حس و حالم شبیه کابوسه من به تعبیر بغض افتادم خام کف بینی یه لبخندم تن به تاروت بی کسی دادم طرح چشمای نازت و دیدم زیر فنجون گرم و وارونه آرزو می کنم که برگردی گفتن امشب ستاره بارونه حس و حالی که دارم این روزا بی قرار عاشقونه بی معنی بی خبر رفتنت عذابم شد عین یک حرف گنگِ بی یعنی این شبایی که
غرق رویایی حس و حالم
شبیه کابوسه با خیالت
دوباره می خوابم با خیالت
دوباره بی بوسه طرح چشمای نازت و دیدم زیر فنجون گرم و وارونه آرزو می کنم که برگردی گفتن امشب ستاره بارونه مسعود رضازاده
اینو می خوام جدی بگم اما تو جدی نگیر!!! « زمینگیر عشقت شدم بی شرف!!! چرا ساکتی هان؟ فازت چیه کدوم حیف نونی زده رایتو؟ دل فاحشت بی قرار کیه؟؟؟؟؟ » مسعود رضازاده پ.ن : دیگه لاتیش رو پر نکن واسه من :دی
می خندی و دنیا چشماشو می بنده می خندی و اما دنیا نمی خنده با بغضه تدریجی ، هی اشک می بازم می خندی و از نو این بغض و می سازم با اینکه لبخندت زیباترین چیزه با اون که می خندی خیلی غم انگیزه می خندی و اما دنیا نمی خنده...
|
About
![]()
ترانه سرا
آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 دی 1389 شهریور 1389 مهر 1388 شهریور 1388 Links
اردلان سرفراز
ترانه |